اقتصاد در مالزی
اقتصاد در مالزی
در دهه 50 میلادی مالزی تدوین برنامههایی درازمدت برای توسعه با نام برنامههای پنج ساله مالزی را آغاز کرد. نخستین برنامه از این دست در سال 1955 میلادی آغاز به کار کرد.
این برنامهها طی سالهای بعد دوباره بازنگری شدند و سری جدید این برنامههای پنج ساله در سال 1965 اجرا شدند.
مالزی
در سال 1971 میلادی تلاش کرد اقتصاد خود را که بیشتر به محصولات کشاورزی
وابسته بود به اقتصادی تولیدی آن هم از نوع صنعتی تبدیل کند.
مسئولان این کشور با کمک انگلیسیها حرکتی را آغاز کردند و به جای اتکا بر نیروی کار داخلی از کشورهای منطقه نیروی کار جذب کردند که بیشتر در معادن و زمینهای کشاورزی به کار گرفته میشدند.
با سرمایهگذاری ژاپنیها در صنایع سنگین طی چند سال صادرات به موتور محرکه تولید ناخالص داخلی مالزی تبدیل شد. مالزی توانست در دهههای 80 و 90 میلادی رشد متوسط هفت درصدی تولید ناخالص داخلی را به همراه تورم اندک به دست آورد.
این رشد اقتصادی سریع برای مالزی دردسرهایی نیز به همراه داشت. مهمترین معضل کمبود نیروی کار بود که سبب موج مهاجرت شدید به این کشور شد و نیروی کار غیرقانونی در این کشور افزایش یافت.
تولید ناخالص داخلی این کشور در سال 2006 میلادی 3/132 میلیارد دلار بود که 8/8 درصد آن در بخش کشاورزی، 47 درصد در صنعت و 1/44درصد در بخش خدمات تولید شده است.
10/68 میلیون نیروی کار در این کشور فعال است و نرخ بیکاری آن 5/3درصد است. 1/5 درصد مردم آن زیر خط فقر زندگی میکنند و نرخ تورم آن 6/3درصد است.
این کشور منابع متوسطی هم از نفت در اختیار دارد و روزانه 611 هزار و 200 بشکه نفت صادر میکند.
صادرات عمده این کشور شامل تجهیزات الکترونیکی،نفت و گاز، چوب، روغن نخل، لاستیک، منسوجات و مواد شیمیایی است که به کشورهای آمریکا (8/18 درصد)، سنگاپور (4/15 درصد)، ژاپن (9/8درصد)، چین (2/7درصد)، تایلند (3/5درصد) و هنگ کنگ (9/4 درصد) صادر میشود.
عمده محصولات وارداتی این کشور شامل تجهیزات الکترونیکی،ماشینآلات، محصولات پتروشیمی، پلاستیک، وسایل نقلیه، آهن و آلومینیوم و مواد شیمیایی است که از کشورهای ژاپن (3/13 درصد)، آمریکا (6/12 درصد)، چین (2/12 درصد)، سنگاپور (7/11درصد)، تایلند (5/5 درصد)، تایوان (5/5 درصد)، کره جنوبی (4/5 درصد) و آلمان (4/4 درصد) وارد میشود.